یادداشت های پراکنده
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:54
فکر می کنم این از عوارض و خواص ترویج هنر پست مدرن باشد که درغیاب واقعیت، چیزی ارزش جنگیدن و هدف گذاری را ندارد. تضاد بین خود و دیگری ذاتی نیست و تمایز و برتری نسبت به دیگری اثبات نشده است. عدم قطعیت ناشی از این رویکرد، فلسفه ی مبارزه درهر سطحی را بی رنگ می کند و وقتی پای جان در میان باشد، تصمیم به پ...
از غره به سلخ
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:54
گرگ و میش به دو دوره از شبانه روز اشاره دارد: دوره بعد از غروب آفتاب (شفق) و دوره قبل از طلوع آفتاب (فلق). در این زمان ها ، آسمان هنوز دقیقاً تاریک نشده و نوری ملایم (معمولاً به رنگ آبی یا صورتی ) به دلیل پراکندگی نور آفتاب در جو زمین وجود دارد. اما خورشید خود در زیر افق قرار گرفته است.فاصله ی زمانی...
قافله ی غافل
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:54
چهارتا کلمه چهارحرفی به من داده بود تا با ترکیب بندی دیگری از حروف آنها، کلمه ی چهارحرفی مورد نظر او را پیدا کنم. اقرار صریح و مستقیم تا این اندازه برایش دشوار بود که ترجیح می داد با کشف و شهود من از میان حدس های بی شمار آن کلمه بیرون کشیده و خود به خود زمینه ساز طرح مسئلهی شود که مرگ و زندگی بسیاری...
غیبت های مجاز
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:54
صدوچهل و پنج صفحه مجله ای با قلم نازنین سایز هفت را دست گرفته ام و در فاصله ی زمانی پنج و بیست تا پنجاه دقیقه که اولین سفردرون شهری روزانه ام طول می کشد، فرصت بادآورده ای برای مطالعه پیشکشم شده است.با احتساب هر روز سی دقیقه، که با تکان های بی وقفه ی اتوبوس روی خطوط ویژه ی ناهموار، قابلیت مطالعه ی حد...
محشای شرم
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:54
خرده بورژوازی به یک طبقه اجتماعی گفته می شود شامل دهقانان مستقل و بازرگانان کوچک. این طبقه به طور کلی از مواضع سیاسی-اقتصادی بورژواهای بلندپایه تبعیت می کنند و سعی در تقلید از اخلاقیات بورژوایی و معرفی خود به بورژوازی دارند.در ادبیات سیاسی مارکسیستی، خرده بورژوازی یعنی طبقه ای اجتماعی که اعضایش هم م...
«سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت»
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:54
تصورم این بود که با شرکت در برنامه هفتگی نمایش فیلم های قدیمی، قابلیت مواجهه و آشنایی با افراد خاصی در زمینه ی مورد علاقه ام فراهم می شود. نه این که صنعت فیلم مورد علاقه ام باشد، اما فرضم این بود که زنجیره ی تولید و عوامل درگیر در آن مثل مراسم رونمایی کتاب مطابق روند و رویه ی معینی در زمان نمایش فیل...
ترس های جمعی
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:54
می گفت باورم نمی شود من چطور وقت و بی وقت از خانه بیرون می زدم و این خیابان هایی را که دروسط روز روشن هم ناامند یکه و تنها در مسافت های طولانی طی می کردم.حتی وقت هایی که خطر از بیخ گوشم گذشته بود و احتمال تکرارش همچنان قوی، به فاصله ی کوتاهی همه چیز را فراموش می کردم و باز به همان راه های پرمخاطره و...
واکاوی امرغیرعادی!
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:54
مشکل اصلی این نیست که چیزی دلخوشت نمی کند. واقعاً آن بیرون اسباب دلخوشی کم است.اصلِ مشکل این جاست که انتظار داری علی رغم میلت، بدون هیچ خدشه ای آداب و سنن مورد تایید عموم را به جا آوری و بی رودربایستی در حاشیه ی امن این تایید قرار گیری.طبیعی است که از تو که عضلات عیب یاب سرت به شدت پروار شده است، چن...
«آتش بدون دود»
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 22:54
«آتش بدون دود» بدون این که احدی متوجه باشد، به نقطه ی تلاقی و خاتمه نزدیک شدم. آخرین بار توییتر بدخیمی را پیش چشمم آورده بود. نمی دانستم در کجای جهان ایستاده ام. نمی فهمیدم مرکز ثقل جهان کجاست. همه چیزچندش آور بود و من جدا از خودم،می دیدم کرخت و نبات وار ادامه می دهم. آخرین بار کسی متوجه حضورم نشد. ...
تمرین روشنگری
-
تاریخ: 1403/4/12 ساعت: 23:50
به محض رسیدن توی خانه ، جوهر کاربن را از روی انگشت اشاره ام شستم.از مدت ها پیش با این تردید دست به گریبان بودم که اجتناب راه و رسم درستی است یا نوعی عافیت طلبی است؟چندبار زیرآب گرم با صابون جامد و مایع تاحد سابیدن پوست انگشتم جلو رفتم.اما بالاخره ردی از جوهر لابلای خطوط انگشتم باقی ماند. این بارهم ت...
فقدان بداهت
-
تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 16:58
این هفته ، تقریباً با همه دعوا کردم. از مدیر دوره آموزش پرسنلی تا متصدی شارژ کارت اتوبوس در هر سطح و موقعیتی به نظرم ریاکار و سفسطه باز می آمدند. پر بودند از نشانه ها و نمادهایی که برایم معنایی جز دورویی نداشتند. همین کافی بود تا کنترلم را از دست بدهم و بی توجه به عوارض ناشی از کلنجار با این و آن ، ...
چشم روشنی
-
تاریخ: 1402/6/28 ساعت: 18:49
وقتی تلاش مجددم برای پیدا کردن نسخه خوان مناسب با ناکامی روبه رو شد،چند ماهی تقریباً موضوع را کنار گذاشتم و از آن فاصله گرفتم تا فرصت ها از راه برسند. زمان کار خودش را می کرد و به تدریج حس ناخوشایند اولیه ام تعدیل می شد. بالاخره یک روز به داستان برگشتم و شروع کردم به بازخوانی و ویرایش وسواس آمیزش. ر...
"از شب هنوز مانده دو دانگی"!
-
تاریخ: 1402/5/12 ساعت: 0:17
ردیف چهار،صندلی اول سمت راست،سهم من بود.کسی اگر پیش از من سوار می شد و جایم را می گرفت ،تا مدت ها مغموم و دلخور زیرچشمی نگاهش می کردم.یک طور که انگار ارث پدرم را خورده است.اگر این جاگیری دست برقضا تکرار می شد دیگر تردید نمی کردم که تصادفی نیست و قصد ونیتی درکار است.شاید می خواهد سرازکارم دربیاورد که...
چیزی شبیه تنگه غروبه داریوش
-
تاریخ: 1402/5/12 ساعت: 0:17
ارتباط برقرار کردن با این جماعت،برایم دشوارتر از همیشه است.با شروع هر گفتگو احساس می کنم وارد یک بازی احمقانه شده ام که فقط به نیت آسه رفتن و آمدن و اجتناب از شاخ گربه تسلیم آن شده ام.ازحسابگری و طمعی که پس زمینه ی نزدیک به اتفاق ارتباطات است،ناخرسندم.این ناخرسندی دارد کارم را به جاهای باریک می کشد....
نه فقط خاکستری!
-
تاریخ: 1402/5/12 ساعت: 0:17
این رفتار به قدری تکراری است که می شود آن را امری عادی تلقی کرد. وتصور می کنم؛یک امر وقتی عادی می شود به مفهوم آن است که باید در معادلات به حسابش آورد.البته هسته ی مرکزی و نه هیاهوی پیرامونی آن را ،که به سادگی هم در دسترس قرار نمی گیرد.این تنها نمونه ای از مصادیق امر یادشده است و از زاویه ی نگاه یکی...
-
تاریخ: 1402/1/6 ساعت: 21:10
"عید آن روز مبارک بادم که تو آبادی و من آزادم"
SWOT پایان سال
-
تاریخ: 1401/12/26 ساعت: 17:00
به نظر می رسد،همچنان دربرپاشنه ی همیشه می چرخدو جایی راکد مانده ام که پرازراه نفوذ وشبیخون است.آخرهفته ها وقت جمع بندی تکالیفی است که فرصت یک هفته ای برای انجام شان داشته ام.درچند هفته ی اخیر،فشارکاراداری سهم وظایف دیگررا بلعیده و حالا مشتی تعهد معوقه و حس نارضایتی روی دستم مانده است.در یک برش کلی،ا...
تجربه ی زیسته
-
تاریخ: 1401/12/26 ساعت: 17:00
یکی از معدود دفعاتی بود که به این شهرزیارتی می رفتم.به عنوان سرمربی تیم اعزامی به مسابقات قهرمانی کشوردختران برایم فرقی نداشت مسابقه کجا برگزار می شود.هدفم کسب یکی از سکوهای قهرمانی وحفظ جایگاه دختران استان در دسته یک کشور بود.دونفراز هم مدرسه ای های هم رشته ای که حالا بیش از سه دهه از رفاقت مان می ...
همین ساعت،همین جا
-
تاریخ: 1401/12/26 ساعت: 17:00
میگن؛نوشتن وانتشار آن نوعی گتسبی کردنه.خیلی بی راه نمی گن.باید یه مدت دست از گتسبی کردن بردارم تا آماده ی نوشتن "جستن روشنی در زمانه ی عسرت" بشم! Adblock test (Why?)
بازگشت به اصل مفهوم انتظار
-
تاریخ: 1401/12/8 ساعت: 9:11
حتی یک مربی گل کوچیک محلات دورافتاده هم فرصت نامحدود برای آزمون و خطا ندارد.حداکثر یکی،دو دوره می تواند مهارت خود را به نمایش بگذارد و اگر چیزی در چنته اش نبود،کسی معطل بروز و شکوفایی توانایی او نمی ماند.این معادله ای واقعی است.زمان انتظار نزد هر مخاطبی به مثابه آورده و سرمایه گذاری عمل می کند و چنا...