پنجره های رو به دیوار
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:32
اگر جهان نامی نداشت و زبان ، ابزار انسان جمعی نبود ، بسیاری رسانه ها ، کارکرد خود را از دست می دادند . اگر رنگ نبود ، اگر عشق ، اگر صدا ...اگر این احتمال قوت می گرفت ، جهان سیاهچاله ای بیش نبود پر از
پلاتوی نخست
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:32
پدیده ای که اجزاءش میان خود دیوار کشیده اند و حقیقت را با اقتضای اجزاء می سنجد ، مدام در کار واگرایی و اضمحلال است . در افق محدود جهان تکه پاره اش ، رویای انتظار ، جای هر تقلایی را گرفته ، برای بهبو
پلاتوی دوم
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:32
....انفعال حتی اگر به عنوان سلاح برخورد با وضعیت نامطلوب برگزیده شود ، موجب آثار زیانبار دوطرفه است . کسی نمی تواند ادعا کند وقتی از هرگونه اقدام پا پس کشیده ، خسارت های ناشی از آن فقط گریبان مخالفش ر
تنقیح
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:32
امروز به صفحه ام که سرزدم ، به شدت احساس غریبی کردم . بدون دخالت من قالب صفحه عوض شده بود. انگار با یک شبیخون تمام آشنایی هایم را برده باشند . چرخی در صفحات زدم . امکانات و تنظیمات را زیر و رو کردم ،
تا 4 آبانماه
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:32
گوشی دستی ام پیام می داد ، ساعت هاست خوابیده ام . بعد از یک ساعت پیاده روی سریع ، خوردن لقمه ی صبحانه و یک استکان کافی میکس در کارهایی که خودم تشخیص داده ام الویت دارند ، غرق شده ام و حالا گوشی ام می
خدا کند ، این سیزده نحس نباشد!
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:32
خیال می کنم فالگوش ترانه هایم ایستاده ای ! خیال می کنم به دنبال ردپایی از آشنایی هایت ؛ هر حرف ، هر واژه ، هر عبارت را خوانده ای و آنکه پلک خسته گی را از هم می گشاید تا از دلتنگی های همیشه سخن بگوید ،
swot از نوع کوچه
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:32
صدای عبور گاز در لوله های برنجی ، گوش هایم را پر کرده پرده ی گوشم را می ساید . آخرین بار که به مرز استیصال رسیدم و تلاشم برای تغییر خلقم به جایی نمی رسید ،موعظه شدم که باید خودم را از سرراه طرح الهی
پرونده
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:32
ما را چه نسبت است با هم ؟ باید به آن که بدر می کوبد ، جواب داد ! بیهوده خیال ترا می پزم در سر ، بی جاست این قدر معهود ماحرای نیمروز تابستانی ام که تو از میان سایه روشن کنار خیابان می گذشتی و لختی درس
جهان روایت
-
تاریخ: 1396/11/25 ساعت: 1:26
سعی می کنم از غصه و دلواپسی پیشی بگیرم . برای همین ناملایماتی را تصور می کنم که احتمال وقوع بیشتری دارند و با اضطرار ناشی از آنها سروکله می زنم . از اینکه چیزی بخواهد غافلگیرم کند و دلم را در تنگنای حسرت قرار دهد ، بیزارم . شاید این حس از کودکی و تجربه ی تکالیف انجام نشده تا آخرین روز تعطیلات نوروز ...
جرقه های حریت
-
تاریخ: 1396/11/25 ساعت: 1:26
درک وضعیتی میان داد و بیداد که در آن بشود زندگی کرد ، اجازه ی نقد و توسعه داشت ، برای مردمانی از جنس ما ، کار دشواری ست . ما تعبیر دمیم . برای زندگی در بیش از لحظه ، فاقد نقشه و برنامه ایم . به واسطه ی انذار و تهدید از قاعده و نظم پیروی می کنیم . خواب ، شاهد مطمئن تری بر ایجاد شناختمان است و از بیدا...
یک پرده از هزاران
-
تاریخ: 1396/11/25 ساعت: 1:26
آفتاب نزده ، توی ایستگاه بودم . سرمای مسمومی معطلی تا رسیدن اتوبوس را طاقت فرسا می کرد . شروع کردم به قدم زدن . عادت سه دهه که از جای رعب آور و تهدیدآمیزی شروع شده و اولین اقدام بی اراده ام در شرایط نامطلوب بود . به توصیه ی عطاری محل برای سم زدایی از هوا عنبرنصرا(پشکل) دود داده بودیم و همه ی خانه از...
...
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 19:08
داستان هانسل و گرتل ، حکایت بسیاری از ماست . وقتی نمی توانیم بی آنکه دغدغه ی زمان های سپری شده را داشته باشیم و بی خیال ، روزگار از سر بگذرانیم . ناشیانه رد و نشانی از خود به جای می گذاریم ، شاید کسی دلش خواست ؛ پیدایمان کند . غافل از آنکه هر چیزی می تواند این نشانه ها را از چشم بیندازد . به این ترت...
(1)
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 19:08
تا سرحد مرگ ترسیده بودم . فاصله ی کمی با هم داشتیم . مردد مانده بودم میان تغییر مسیر یا عبور از کنار مردی که با لباس ورزشی چند قدم جلوتر از من سر به هوا قدم می زد . بی وقفه دست هایش را بهم می مالید و سرش را به چپ و راست می چرخاند . چنین رفتاری در ساعات شلوغ روز خیلی عادی به نظر می رسید و راحت از کنا...
(2)
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 19:08
در تکاپوی دور شدن ، نفس هایم به شماره افتاده بود و دهانم خشک . تلاش می کردم با گم شدن در سایه ها ، از چشم او که به محاذات م در آن سوی خیابان می آمد ، بیفتم . اینقدری فاصله که فرصت یک تماس اضطراری بدهد می توانست دلگرم کننده باشد . نئون هتل های مشرف به بوستان های امتداد رودخانه ، خاموش روشن می شد و تن...
(3)
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 19:08
بالاخانه را شستم . هنوز خیس بود . فاخته ای روی نرده پرید . پرهایش را پف کرد و چشم از من برنمی داشت . با احتیاط روی زانوها نشستم . گذاشتم تا به زانو درآمدنم خیالش را راحت کند . سرد بود . آفتاب ذره دره کج می شد . غبار قاطی ابرها شده بود و آفتاب را پیش از غروب بی رمق می کرد . خیالم مترصد آن بود تا در ذ...
کولبران صبر
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 19:08
میان فانتزی و رئال همیشه فاصله هست . اما این فاصله لزوماً واجد برتری یکی نسبت به دیگری نیست . چنین گزاره ای تا چند سال پیش مستحق ناسزا بود و راوی آن را به قعر ارتداد و انزوا پرتاب می کرد . در آن سال های نه چندان دور البته که رسالت هر کس انعکاس واقعیت های اجتماعی و متر و معیار رنکینگ روشنفکری ، نسبت ...
(4)
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 19:08
خیابان ها در وقت های مختلف به شکل های متنوعی در ذهن و خاطره تصویر می شوند . خیابان پنج و پنجاه دقیقه ی صبح اواخر پاییز با همین خیابان در ساعت سه و سی بعداز ظهر همان روز انگار از اساس بیگانه اند . در ته ذهنم برای دلداری یا به عنوان یک حکمت همیشه باور داشتم هر رویدادی هرچند تلخ باشد اما با خود گنجینه ...
"دو صد گفته چون نیم کردار نیست"
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 19:08
چطور می شود محصول عملکرد این همه آدم خوب ، جامعه ای فرصت طلب و افسار گسیخته باشد ؟ قطعاً که مقدمات این گزاره باید به اثبات رسیده باشد و گرنه ادعایی بیش نیست . شواهد خوب بودن آدم ها کم نیستند . از شتاب در امداد به آسیب دیده گان حوادث و بلایای طبیعی و غیرطبیعی بگیر تا حمایت از حیوانات زبان بسته . همین...
پاشنه آشیل دولت ها
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 19:08
مدیریت راهبردی منابع انسانی ، همایشی بود سر به سر هشدار و افشای مغایرت های موجود . شکاف میان نسل ها را به شهادت نشانه های بی شمار مبنا قرار می داد و برای مخاطب دولتی آنچه شرط نجات می دانست ، بیان می کرد . تناقض میان آنچه گمان می رفت با چیزی که روی داده بود در بسیاری موارد چنان عمیق شده بود که مخاطب ...
"ساقیا ، قدحی پر شراب کن" !
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 19:08
هوای اتوبوس گرم بود . همان چند دقیقه معطلی توی ایستگاه ، آب از چشم و بینی ام راه انداخته ، قرار گرفتن در گرمای اتوبوس ، کرختم می کرد . شاید ابلهانه می نمود اما تصور می کردم خوشبختی می تواند عبور از شرایط ناخوشایند به اوضاع بهتر باشد . گیرم که در حد تغییر دمای هوا یا امکان تماشای جشنواره ی برگ ها از ...